تبليغاتX
برای گرفتن کد لوگو بسیار جدید کلیک کنید←جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم حمایت از مهندس موسوی مرداد1388 از همه چیز از همه جا



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


از همه چیز از همه جا

علمي،خبر،طنز،خاطرات،كتاب و....

سلام به همه بروبچه های گل
 
خوبین؟؟ چه خبرا؟؟
خب امروز کلی چیز می خوام بهتون بگم.....
۱. تولد حضرت امام رضا(ع) رو به همه تبریک می گمبروبچ مشهدی رفتن حرم مارو هم دعا کنن
۲. اینجانب ۱۹ آبان می رم مکه انشاالله از همه دوستان می خوام که اگه بدی چیزی دیدن حلال کنن(اه اه مدرسه رو بگو......یه ۱ماهی نیستم خدا بخیر کنه.......ولی خدا وکیلی من برم مکه مکه کجا بره؟؟جدی می گم چرا می خندی؟؟؟)
۳. اینم اون شعری که گفته بودم.....این شعر رو از یه وبلاگی گرفته بودم ولی ادرس وبلاگه یادم رفته.......امیدوارم صاحبش راضی باشهو امیدوارم که شما هم از این شعر خوشتون بیاد.
نظر هم فراموش نشه بی زحمت(مگه نه کتکاصلا چرا کتک؟؟نظر ندی رفتم مکه دعات نمی کنم.......هرکی می خواد دعاش کنم نظر بده(به این می گن سیاست))
۴. روز بزرگداشت کوروش مبارک

 

 


هرگز نخواب کوروش

دارا جهان ندارد سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

کارون زچشمه خشکید
البرزلب فروبست
حتا دل دماوند آتش فشان ندارد

دیو سیاه دربند آسان رهید وبگریخت
رستم در این هیاهو گرز گران ندارد

روز وداع خورشید زاینده رودخشکید
زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها بر کام دیگران شد
نادر زخاک برخیز میهن جوان ندارد

دارا کجای کاری دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند دارا جهان ندارد

آییم به دادخواهی
فریادمان بلند است
اما چه سود که اینجا نوشیروان ندارد

سرخ وسپید وسبزست
این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس شیر ژیان ندارد

کو آن حکیم توسی شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کوروش ای مهرآریایی
بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد

 

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت21:15توسط میرتل | |

سلام به همه بر و بچه های گل

 

خوبین؟؟ چه خبرا؟؟

خب آپ امروز قرار نبود که عکس باشه می خواستم یه شعر بذارم براتون اتفاقا شعره هم آماده بود ولی گفتم حالا که صحبت از زنهای نظامی شد براتون یه سری عکس از زنان ارتش های مختلف جهان بذارم(البته از اونجایی که ایران خیلی پیشرفتست عکس زنهای نظامی ایرانی نداریم.......اصلا تو ایران دخترا سربازی نمی رن متاسفانهبس که حقوق زنها اینجا رعایت می شه می دونی.....اصلا زنها اینجا آزادی محض دارن........حتی این عربهای سوسمار خور هم زن نظامی دارن ولی ما نداریم). برین روی ادامه مطلب و عکسارو ببینین. امیدوارم که خوشتون بیاد

نظر هم فراموش نشه......


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت14:28توسط میرتل | |

سلام به همه دوستان عزیز

خوبین؟؟ چه خبرا؟؟

خب امروز با یه خبر باحال به روزمخب همونطور که از تیتر هم معلومه مطلب امروز راجع به یه پادشاهه که گارد حفاظتیش ۴۰۰تا دختر مجردن(حالا هی مردا بگن ما قوی تر از زنها هستیم)+ چند تا عکس از خودش و محافظاش......

امیدوارم که خوشتون بیاددر ضمن نظر فراموش نشود

 

معمر در زبان عربی به معنای مهندس است و معمولا توسط افراد قبل از نام خانوادگی افراد تحصیل کرده در رشته مهندسی عمران و ساختمان بکار میرود ، اینکه ایا نام کوچک پادشاه لیبی معمر است و یا این واژه لقب او است معلوم نیست ، ولی آنچه مسلم است پادشاه هشتاد و چند ساله لیبی که مانند هنرپیشه های سینمایی هر روز گریم می کند دارای رفتارهای عجیبی است ، مثلا گفته می شود او تا کنون در هیچ یک از دیدارهای رسمی یک لباس را دو بار نپوشیده است ، حال بماند که هر یک از لباسهای ایشان حکایت خاص خود را دارد و یا ایشان در اجلاس چند روز پیش سازمان ملل در نیویورک بجای استفاده از پانزده دقیقه وقت اختصاصی خود یکصد دقیقه سخنرانی نمود که بیش از نود دقیقه آن فحش و ناسزا بود. بطوریکه مترجم وی پس از سی و پنج دقیقه ترجمه همزمان کم آورد و شخص دیگری جایگزین او شد.
 
 
 
 
 
بد نیست بدانید سالها است که او جز در کاخ خودش در هیچ عمارت دیگری اقامت نمی کند و هر گاه برای سفرهای خارجی به دعوت روسای کشورهای دیگر به خارج از لیبی سفر میکند چادر و خیمه و خدم و حشم فراوان خود را به همراه می برد .
 
چند سال پیش در سفر به فرانسه در فضای سبز کاخ الیزه (یا ورسای) خیمه و بارگاه خود را برپا نمود و سوژه مناسبی برای خبرنگاران و مطبوعات شد و شایعات فراوانی را به دنبال داشت در سفر اخیر به نیویورک هم ابتدا در پارک ملی نیویورک چادر زدند که ماموران پلیس به دنبال اعتراض برخی از اهالی مبنی بر امنیتی شدن فضای پارک پلیس هیئت لیبیایی را مجبور به جمع کردن خیمه ها نمود و نهایتا هیئت لیبیایی فضای سبز چند هکتاری منزل یکی از ثروتمندان را در حومه نیویورک به مبلغ گزافی برای چند روز اجاره نمود و آنها چادر پادشاه لیبی را در این ملک برپا نمودند. 
 
 
 
 
 

آنچه مسلم است پادشاه لیبی در سن هشتاد سالگی بسیار علاقه دارد که سوژه مطبوعات و رسانه ها باشد ولی شاید از همه جالب تر کادر حفاظتی و محافظین وی باشد ، کادر حفاظتی وی که بسیار ورزیده و جوان بوده پس از آزمونهای فراوان و گذراندن دوره های سخت انتخاب شده و بیش از چهارصد نفر می باشند که در شیفت های چهل نفره مسئول حفاظت از جان وی را برعهده دارند و در سفر نیویورک هنگامی که پادشاه لیبی برای خرید سوغاتی به یکی از فروشگاههای شهر نیویورک رفته بود این کاروان چهل نفره (البته به همراه تعداد بیشمار پلیسهای محلی) باعث راه بندان و ایجاد ترافیک در شهر نیویورک شد.

کادر حفاظتی ایشان که بر خلاف دیگر محافظین هیچگاه لباس شخصی (در حال شیفت و محافظت) نمی پوشند همگی از میان دختران مجرد انتخاب شده اند و تا زمانی که در خدمت هستند حق ازدواج ندارند.
 
 
 
 
 
 
 
 

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت9:49توسط میرتل | |

سلام به همه برو بچه های گل

خوبین؟؟

خب زیاد حرف نمی زنم این دفعه چون حوصله ندارمخب این دفعه با یه سری عکس از حشرات شگفت انگیز آپمبه کسانی که از حشرات چندششون می شه(دقیقا عین خودم که الان با دیدن این عکسا دارم حس می کنم رو دست و پام دارن راه می رن)توصیه می کنم که نبیننولی خداییش خیلی جالب و عجیبن

برای دیدن عکسا رو ادامه مطلب کلیک کنین.(دیگه عکسارو دارم می ذارم تو ادامه مطلب که دوستان بهانه نیارن وبلاگت سنگینه دیر بالا میاد)

نظر هم بدین لطفا


پ.ن۱: زلزله رو حال کردی؟؟!!!

پ.ن۲:(خطاب به دوست عزیزی که نظر خصوصی داده بود) خانوم گل آدرس وبلاگی که گذاشتی باز نمی شه کهبعدا نگی نامردی کرد نیومدا.....من اومدم باز نشد


ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت13:43توسط میرتل | |

سلام به همه بازدید کننده های گل

 خوبین؟؟ چه خبرا؟؟ درسا خوب پیش می ره؟؟(ااااه......هی شما ها ۲دقیقه میاین نت از فکر درسا بیاین بیرون من هی یادتون میندازم)

خب دیدم اندکی خسته شدم گفتم بیام آپ کنم

خب مطلب امروز در مورد یه مرده به نام بولین که می تونه نامرئی بشه......قطعا در بعضی موارد نامرئی شدن آرزوی خیلی از ماها بوده و همیشه آرزوی نامرئی شدن در بیشتر داستان های تخیلی اومده......حالا این مرد چطوری نامرئی می شه؟؟

خودتون می تونین برین تو ادامه مطلب و ببینین

امیدوارم خوشتون بیاددر ضمن نظر فراموش نشه


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت10:31توسط میرتل | |

 سلام به همه دوستان عزیز
خوبین؟؟چه خبرا؟؟
خب امروز با یه مطلب جالب به روزم که یکی از دوستان عزیزم برام ایمیل کرده بود.این مطلب طبق نوشته دوستم از کتاب سومین جشنواره بین المللی «دستهای کوچک دعا» گرفته شده که سه ساله تو تبریز برگزار می شه و دعاهای همه بچه های دنیا رو جمع می کنن و برگزیده ها رو به تبریز دعوت می کنن و بهشون جایزه می دن. چند تا از اون دعا هارو براتون اینجا می ذارمامیدوارم خوشتون بیادنظرم یادتون نره
 
 
آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بیگیان / ۵ ساله)

خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)
 
خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / 10 ساله)

اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / 11 ساله)


ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)

خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / 9 ساله)

خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کیانمهر ره‌گوی / 7 ساله)

خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله)

آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند! (سحر آذریان / ۹ ساله)

بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟ (حسن ترک / 8 ساله)

ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله)

خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / 10 ساله)

خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله)

خدایا! یک برادر تپل به من بده!! (زهره صبورنژاد / 7 ساله)

ای خدا! کاری کن که دزدان کور شوند ممنونم! (صادق بیگ زاده / 11 ساله)

خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو می‌خواهم که به پدر و مادر همه بچه‌های تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکس جید" را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانه‌یمان مانند بچه‌های سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم. (مهسا فرجی / 11 ساله)

دلم می‌خواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژله‌ای بزنم! (روشنک روزبهانی / 8 ساله)

خدایا! شفای مریض‌ها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچ‌کس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. (مهدی اصلانی / 11 ساله)

خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! (مینا امیری / 8 ساله)

خدایا! تمام بچه‌های کلاسمان زن داداش دارند از تو می‌خواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / 11 ساله)

ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم می‌رسم. خدایا دعای مرا قبول کن. (رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله)

ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش می‌کنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! (شایان نوری / 9 ساله)

ای خدایی که خانممون گفته از بابا و مامان هم مهربونتری! کاش دوباره آقای احمدی‌نژاد (جل الخالق!واقعا فکر کرده اگه بیاد اونجا کارشون راه می افته؟؟!!!!) به شهر ما می‌اومد و دستور میداد کوچه ما را آسفالت کنند تا مامانم مجبور نباشه هر روز کفشامو توی کوچه با آفتابه بشوره تا گلشون پاک بشه! (محدثه واحدیان / 7 ساله)

کاشکی من یه مغازه توپ فروشی داشتم تا دیگه مجبور نمی‌شدم به جای توپ‌هایی که همسایه‌مون پاره می‌کرد، توپ نو بخرم! (زهرا ایمانی / 12 ساله)

خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / 6 ساله)

خدیا! دعا می‌کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)

ای خدا! من بعضی وقت‌ها یادم می‌رود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! (شقایق شوقی / 9 ساله)

خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم! (دلنیا عبدی‌پور / 10 ساله)

آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم می‌فهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمی‌گرفتند! (هدیه مصدری / 12 ساله)

خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) می‌خوان دعا می‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! (باران خوارزمیان / 4 ساله)

خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / 6 ساله)

خدایا! می‌خورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / 7 ساله)

 

خدایا! من دعا می‌کنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! (سالار یوسفی / 11 ساله)

من دعا می‌کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند. (المیرا بدلی / 11 ساله)


خدای مهربان! من یک جفت کفش می‌خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! (رویا میرزاده / 7 ساله)

خدایا! من یک دوستی دارم که پدرش کار نمی‌کند فقط می‌خوابد و همین طور تریاکی است! خدایا کمک کن که از این کار بدش دست بردارد. خدایا ظهور آقا امام زمان را زود عنایت فرما. (لیلا احسانی فر / 11 ساله)


"هزاران نفر برای باریدن باران دعا می‌کنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه‌هایش سوراخ است."

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت16:24توسط میرتل | |